1- همه می‌بینند که گفتگوهای ایران و آمریکا در حال شکست خوردن است. و این روند، نهایی خواهد شد. 

2- این سنت خلقت است. نمی‌شود بر خودمان سخت بگیریم، مردم را تحت فشار بگذاریم؛ و بعد انتظار داشته باشیم در مقابل بیگانه، مقتدر ظاهر شویم. به هر صورت الان بسیاری سخت‌گیری‌های بر مبنای «فتنه» همچنان اعمال می‌شود. نتیجه هم می‌شود همان که خدا، دست دشمن غدار را در تحت فشار گذاشتن ما باز می‌گذارد. و شکست پشت شکست نصیب ما می‌شود. نگاهی به عراق و سوریه و یمن خیلی راه‌گشاست. به زودی سوریه سقوط خواهد کرد. یمن کلا به دست سعودی خواهد افتاد. و نفوذ در عراق همه از دست خواهد رفت. با همه‌ی خرج‌های کلانی که برای آنها کرده‌ایم.

3- سخنان اخیری که فرمانده نیروی زمینی ارتش صورت داد؛ خیلی تکان‌دهنده بود. به نظرم چیزهایی گفت که نباید می‌گفت. اینکه ارتش حتی توان جنگیدن با داعش را هم که یک گروه شبه‌نظامی کوچک است، ندارد. و باید «اعتبار» در اختیار ارتش گذاشته شود؛ تا بتواند تانک بخرد!

4- همه کسانی‌که سخن از کنار گذاشتن مذاکرات می‌کنند؛ باید بفهمند چه می‌گویند. به هر حال یک دهان است و باز کردن آن هم خرجی ندارد! اما آنها باید هزینه‌ی حرف‌هایشان را بپردازند. اگر مذاکرات کنار گذاشته شد؛ آیا آنها راهی برای تامین ارزی کشور ارائه خواهند کرد؟ آیا بجز «بابک زنجانی» راه دیگری هم در چنته دارند؟! آیا برای حملات محدود نظامی که آمریکا به ایران خواهد کرد؛ خودشان را و کشور را آماده کرده‌اند؟‌ آنها که در برابر داعش هم نمی‌توانند بجنگند؛ در برابر ارتش فوق‌مدرن آمریکا خواهند توانست؟ آیا می‌توانند جواب بمباران مناطقی از ایران را بدهند؟ یا مثل «یمن» فقط قرار است کلیپ از تلویزیون پخش کنند و در مجلس داد بزنند؟‌ آیا آنها خودشان مرد جنگی هستند؟ منظورم رفتن به منطقه جنگی برای سخنرانی نیست. آیا می‌توانند طرح نظامی ارائه کنند؟تجهیزاتش را فراهم کنند؟ حمله را سامان بدهند؟ و پایش هم بایستند؟‌ یا فقط بخش داد زدن به آنها محول شده؟

5- اما به نظرم کشور ما به امثال رسا... و کوچک... هم نیاز دارد. بالاخره در برابر نمونه‌ی آمریکایی؛ ما هم باید چند نفر را داشته باشیم که چوب لای چرخ باشند. همین مخالفت‌های داد و بیدادی‌ هم به درد می‌خورد. تا در مذاکرات بتوان چانه زد. اما همه باید حواسشان باشد که این دادزن‌ها، مسوول نیستند. و از سوی مسوولین امر، باید فتیله‌شان تنظیم شود.

6- بحث بازرسی از مناطق نظامی کشور کمی حساس است. و چه بسا نقطه‌ی مهم مذاکرات باشد. اما به نظر شما، کشوری که تحت تحریم است، و برای مقابله با داعش هم باید برایش تانک بخرید و غیر از کلاشینکوف و آرپی‌چی7 سلاح دیگری هم در اختیارش بگذارید؛ مثلا در مناطق نظامی دارد چه کار مهمی می‌کند؟ غیر از این است که بسیاری از مناطق مثلا حساس، در حال خاک خوردن است و خبری درش نیست؟

7- حتی اگر داخل یک مرکز نظامی هیچ خبری هم نباشد، کمی بحث حیثیتی است. نباید اجازه داد یک مرکز مخروبه هم بوسیله بیگانه بازدید شود.

8- یادمان باشد خیلی هم به بیگانه رو نشان داده شود؛ او پررو خواهد شد. نمونه عراق را به یاد داشته باشید. صدام همه جا را در اختیار تیم بازرسی گذاشت. تا خطر از عراق رفع شود. حتی کاخ‌های صدام را هم توانستند بگردند. اما نهایتا با یک دروغ عمدی، گفتند موردی را کشف کردیم. و بعد هم به آن کشور حمله کردند. چند سال بعد هم گفتند «دروغ گفته بودیم». آمریکایی‌‌ها، سابقه بسیار بدی دارند. این که گفته شده حیله‌گر و دروغ‌گو هستند، یک واقعیت است. یا نمونه لیبی را به یاد بیاورید. کل برنامه هسته‌ای را تحویل آمریکا دادند. لیبی بعدش انتظار داشت که دست دوستی آمریکا به سویش دراز شود. اما آمریکا سریعا رو برگرداند. و چند سال بعد هم حمله نظامی به لیبی را تایید کرد. 

9- این هم منطقی به نظر می‌رسد که نمی‌توان یک «بازرسی» را انجام داد و مطمئن شد که کار خلافی در یک کشور انجام نمی‌شود؛ اما بگوییم مناطق نظامی را نباید بگردید. خوب، آن کشور همه کار خلافش را در نواحی نظامی انجام خواهد داد. 

10- باید راهی را پیدا کرد. که به نظر شدنی است.

5+1

11- فرض کنیم آژانس بین‌المللی بخواهد یک منطقه نظامی را بازرسی کند. و ظن فعالیت هسته‌ای در آن را مورد بررسی قرار دهد. اگر بگوییم نمی‌گذاریم؛ جدای از اینکه در توافق‌نامه‌ی امضا شده، چه گفته باشیم؛ همین «نمی‌گذاریم» یعنی کار خلافی داریم در آنجا انجام می‌دهیم. اگر هم بگوییم بفرمایید بروید بازرسی کنید، طبق موادی که در بالا اشاره کردیم، کار بسیار خطایی است. پس چه کنیم؟ 

12- راهی که به نظر می‌رسد این است: آژانس می‌تواند هر منطقه‌ای را که خواست؛ بازرسی کند. اما باید پیش از آن، دلایلی که «ظن» فعالیت خلاف را برای آن منطقه بوجود آورده، به ایران ارائه کند. یعنی باید بگوید طبق مثلا فلان گزارش جاسوسی اسرائیل و عکس‌ها و اطلاعاتی که اسرائیل از این منطقه جمع‌آوری کرده؛ در فلان نقطه‌ی این منطقه در حال فلان فعالیت غیرمجاز هستید. و اسناد و مدارک آن را هم به ایران ارائه کند. و این اسناد قابلیت سند بودن داشته باشد. یعنی واقعا عکسی باشد که از آن منطقه گرفته شده است. یا گزارشی باشد که نهاد امنیتی ایرانی را قانع کند اینها واقعا یک فعالیت جاسوسی بوده است. بعد از رویت این اسناد از طرف ایرانی، آژانس اجازه خواهد یافت بصورت محدود به منطقه دسترسی داشته باشد. این دسترسی می‌تواند در مدت معینی بعد از ارائه اسناد باشد؛ به نحوی که ظن تغییر در اوضاع منطقه، به وجود نیاید. و علاوه بر این، آژانس باید چند بار حق این کار را داشته باشد. یعنی اگر مثلا تا 3 بار درخواست بازدید از مناطق نظامی را کرد، و اسناد ارائه داد، و بازدید کرد، و معلوم شد همه چیز اشتباه بوده است؛ دیگر حق ارائه این درخواست از او سلب شود. 

13- این راه حل مناسبی به نظر می‌رسد که بتواند کشور را از بحران نجات دهد. بقیه مسائل اختلافی از جمله «اول شروع کار ایران و بعد شروع لغو تحریم‌ها» یا «لغو یکباره همه تحریم‌ها» اساسا اهمیتی ندارد. و معلوم نیست به چه دلیلی گفته شده. یا اصولا مانند «توافق باید یک مرحله‌ای باشد» مشخص است که اشتباه بوده و به ضرر ایران تمام شده است. و الان آمریکایی‌ها می‌توانند همه گزینه‌های توافق لوزان را کنار بگذارند. و اصلا هم دبه درآوردن نیست. به این دلیل که «ما که امضا نکرده‌ایم».  حال آنکه اگر بصورت توافق کلی امضا شده بود؛ مجبور بودند به آنها وفادار بمانند. 

14- یادمان باشد دولتی می‌تواند در برابر بیگانگان پیروز شود؛ که مردمش کنارش باشند. دولتی که از پشتوانه‌ی مردم برخوردار نباشد؛ به راحتی به بیگانه امتیاز خواهد داد... مجبور است که بدهد. 

15- دادزنها را جدی نگیرید! 
نشود فردا که خوب بررسی کردید؛ تازه بفهمید به فلان سرویس کناره دریای مدیترانه وابسته‌اند...

نوشته شده در تاریخ 16 خرداد 94    | توسط: پویا کام    | طبقه بندی: مطالب حاشیه‌ای،     | نظرات شما کارساز است()