PooyaCom پویاکام ، فعال عرصه آی‌تی صاحب و راه‌انداز تعدادی اپلیکیشن فعال در اینجا مطالب و اطلاعات مفید را تقدیم می‌کنیم tag:http://pooyacom.ir 2020-06-04T22:26:14+01:00 mihanblog.com بسیج نظامی 2020-05-30T07:37:50+01:00 2020-05-30T07:37:50+01:00 tag:http://pooyacom.ir/post/411 پویا کام شاید برایتان جالب یا شگفت‌انگیز باشد با سیستم آموزش سرباز در ارتش آمریکا روبرو شود. مراحل جذب جوانان عمدتا 18 ساله و آموزش‌ها و سیستم ارتش؛ و اینکه مرتبا در حال آموزش و تمرین هستند. و هرگز فراموش نمی‌کنند که باید برای دشمنان‌شان، آماده باشند. چیزی که در کشورهایی مثل ما انگار فراموش شده است؛ و اصلا بسیج نظامی جوانان انگار از یاد رفته است. جالب است بدانید در ارتش، باید از همه اطوارهای نوجوانی و قر و فر کنار رفته؛ بدانید مواد مخدر، الکل، و رفتارهای جنسی و مخصوصا آزار جنسی، جرم تلقی می‌شود؛ و به ش شاید برایتان جالب یا شگفت‌انگیز باشد با سیستم آموزش سرباز در ارتش آمریکا روبرو شود.
مراحل جذب جوانان عمدتا 18 ساله و آموزش‌ها و سیستم ارتش؛ و اینکه مرتبا در حال آموزش و تمرین هستند. و هرگز فراموش نمی‌کنند که باید برای دشمنان‌شان، آماده باشند. چیزی که در کشورهایی مثل ما انگار فراموش شده است؛ و اصلا بسیج نظامی جوانان انگار از یاد رفته است.
جالب است بدانید در ارتش، باید از همه اطوارهای نوجوانی و قر و فر کنار رفته؛ بدانید مواد مخدر، الکل، و رفتارهای جنسی و مخصوصا آزار جنسی، جرم تلقی می‌شود؛ و به شدت مراقبت می‌شود.
دیدن این مستند کوتاه، خالی از لطف نیست.
]]>
اژدهای طلایی 2020-05-27T14:30:11+01:00 2020-05-27T14:30:11+01:00 tag:http://pooyacom.ir/post/410 پویا کام موسیقی‌های خیابانی معمولا کاری سخیف است از طرف کسانی که کپی کارهای دیگران را در خیابان می‌نوازند و جلب توجه کرده و البته کسب درآمد می‌کنند. اما معدود است اجراهایی که از سوی نوازنده‌های بزرگ انجام می‌شود.در اینجا خود آهنگ‌ساز «اژدهای طلایی» دارد در خیابان گیتار می‌نوازد. استاس تونه اهل اوکراین که اجراهایش اغلب با استقبال روبرو می‌شود. موسیقی‌های خیابانی معمولا کاری سخیف است از طرف کسانی که کپی کارهای دیگران را در خیابان می‌نوازند و جلب توجه کرده و البته کسب درآمد می‌کنند. اما معدود است اجراهایی که از سوی نوازنده‌های بزرگ انجام می‌شود.
در اینجا خود آهنگ‌ساز «اژدهای طلایی» دارد در خیابان گیتار می‌نوازد. استاس تونه اهل اوکراین که اجراهایش اغلب با استقبال روبرو می‌شود.
]]>
شکار شیر 2020-05-25T20:13:19+01:00 2020-05-25T20:13:19+01:00 tag:http://pooyacom.ir/post/409 پویا کام دیدن مستندی از حیات‌وحش همیشه لذت‌بخش است.اگر دوست دارید در سفری به آفریقا، شکار کردن سلطان وحش را ببینید، و تاکتیک‌های شکار را مرور کنید، به این ویدئو نگاه کنید. دیدن مستندی از حیات‌وحش همیشه لذت‌بخش است.
اگر دوست دارید در سفری به آفریقا، شکار کردن سلطان وحش را ببینید، و تاکتیک‌های شکار را مرور کنید، به این ویدئو نگاه کنید.

]]>
بیست استاد 2020-05-22T18:00:16+01:00 2020-05-22T18:00:16+01:00 tag:http://pooyacom.ir/post/408 پویا کام بیست استاد برجسته کاراته جهان را می‌خواهید ببینید؟به انتخاب این تولیدکننده فیلم؛ تماشا کنید. بیست استاد برجسته کاراته جهان را می‌خواهید ببینید؟
به انتخاب این تولیدکننده فیلم؛ تماشا کنید.

]]>
5 رفتار شگفت‌انگیز 2020-05-21T17:03:08+01:00 2020-05-21T17:03:08+01:00 tag:http://pooyacom.ir/post/407 پویا کام بعضی از رفتارهای جانوارن، شگفت‌انگیز است. که به ندرت می‌توان از آنها دیدار کرد.در این فیلم کوتاه می‌توانید پنج رفتار را که امکان فیلمبرداری از آنها به وجود آمده، نگاه کنید. بعضی از رفتارهای جانوارن، شگفت‌انگیز است. که به ندرت می‌توان از آنها دیدار کرد.
در این فیلم کوتاه می‌توانید پنج رفتار را که امکان فیلمبرداری از آنها به وجود آمده، نگاه کنید.

]]>
نوا 2020-05-18T19:40:25+01:00 2020-05-18T19:40:25+01:00 tag:http://pooyacom.ir/post/406 پویا کام کمی از نوای سه‌تار لذت ببرید. جالب که این نواخت در دستگاه نوا است. کمی از نوای سه‌تار لذت ببرید.
جالب که این نواخت در دستگاه نوا است.
]]>
نسیم زیبای تغییر 2020-05-17T20:39:26+01:00 2020-05-17T20:39:26+01:00 tag:http://pooyacom.ir/post/405 پویا کام در امتداد رود مسکو، به سمت پارک گورکی می‌رفتم. در حالی که به وزش نسیم تغییر گوش می‌دادم. شبی از شب‌های ‌آگوست در تابستان، سربازان در حال رد شدن بودند. در حالی که به آوای نسیم تغییر گوش می‌کردند. دنیا بسیار کوچک است. تا به حال به این اندیشیده‌ای؟ که می‌توانیم مثل برادر به هم نزدیک باشیم؟ آینده در اطراف جاری است. همه جا آن را احساس می‌کنم. آینده، با نوای نسیم تغییر می‌وزد. مرا به قدرت آن لحظه‌ی جادویی ببر. به شب افتخار! به آنجا که بچه‌های فردا، رویا می‌سازند؛ میان

در امتداد رود مسکو، به سمت پارک گورکی می‌رفتم. در حالی که به وزش نسیم تغییر گوش می‌دادم. شبی از شب‌های ‌آگوست در تابستان، سربازان در حال رد شدن بودند. در حالی که به آوای نسیم تغییر گوش می‌کردند.

دنیا بسیار کوچک است. تا به حال به این اندیشیده‌ای؟ که می‌توانیم مثل برادر به هم نزدیک باشیم؟

آینده در اطراف جاری است. همه جا آن را احساس می‌کنم.

آینده، با نوای نسیم تغییر می‌وزد.

مرا به قدرت آن لحظه‌ی جادویی ببر. به شب افتخار! به آنجا که بچه‌های فردا، رویا می‌سازند؛ میان نیسم تغییر.

قدم‌زنان در خیابان، خاطره‌های دور برای همیشه در خاک سپرده شده‌اند.

در میان نسیم تغییر، که مستقیم می‌وزد و به چهره‌ی زمان می‌کوبد؛ چون طوفانی که زنگ آزادی را به صدا در می‌آورد. برای آرامش ذهن!

بگذار که بخوانند آنچه را که گیتارم می‌خواهد بگوید.

مرا به آن لحظه‌ی جادویی ببر! به شب افتخار!

جایی که بچه‌های فردا رویایشان را با من و تو تقسیم می‌کنند.      

در بحبوحه‌ی نسیم تغییر!

]]>
موسیقی اسکاتلند 2020-05-09T19:19:36+01:00 2020-05-09T19:19:36+01:00 tag:http://pooyacom.ir/post/404 پویا کام شاید اهالی اسکاتلند را دیده‌ باشید که لباس سنتی پوشیده‌اند. همان مردان دامن‌پوش! موزیک اسکاتلند هم معروف است. و شاید جالب و گوش‌نواز باشد.اگر دوست دارید بخشی از نمایش سنتی ارتش ادینبورگ را ببینید؛ به فیلم کوتاه نگاه کنید. البته بخشهایی را هم باید چشمان‌تان را درویش کنید! امکان حذف آن‌ها را نداشتم. حواس‌تان را بدهید به زیبایی موسیقی. شاید اهالی اسکاتلند را دیده‌ باشید که لباس سنتی پوشیده‌اند. همان مردان دامن‌پوش!
موزیک اسکاتلند هم معروف است. و شاید جالب و گوش‌نواز باشد.
اگر دوست دارید بخشی از نمایش سنتی ارتش ادینبورگ را ببینید؛ به فیلم کوتاه نگاه کنید.
البته بخشهایی را هم باید چشمان‌تان را درویش کنید! امکان حذف آن‌ها را نداشتم. حواس‌تان را بدهید به زیبایی موسیقی.

]]>
کاوازاکی 900 2020-05-03T20:33:19+01:00 2020-05-03T20:33:19+01:00 tag:http://pooyacom.ir/post/403 پویا کام کاوازاکی، غیر از رده سرعت خود، رده‌ی دیگری دارد که انگار همان موتورهای قدیمی را مدرن‌سازی کرده است. در این فرم، موتورسوار بصورت راسته می‌نشیند و خبری از طراحی آئرودینامیک نیست. مسلم است که این موتورها، نهایت سرعت کمتری داشته باشند.نمی‌دانم اسمش را چی باید گذاشت؛ موتورهای شهری، خیابانی، نمایشی، یا همان «نیکد» که یعنی بدون فلاپ و برهنه. یک نمونه‌ی آن z900rs است. که خیلی شبیه موتور باکسر است که اینجا معرفی کردیم. اما انگار برادر بزرگ ورزشکار باکسر باشد!در ادامه یک فیلم کوتاه در معرفی این مو کاوازاکی، غیر از رده سرعت خود، رده‌ی دیگری دارد که انگار همان موتورهای قدیمی را مدرن‌سازی کرده است. در این فرم، موتورسوار بصورت راسته می‌نشیند و خبری از طراحی آئرودینامیک نیست. مسلم است که این موتورها، نهایت سرعت کمتری داشته باشند.
نمی‌دانم اسمش را چی باید گذاشت؛ موتورهای شهری، خیابانی، نمایشی، یا همان «نیکد» که یعنی بدون فلاپ و برهنه.


یک نمونه‌ی آن z900rs است. که خیلی شبیه موتور باکسر است که اینجا معرفی کردیم. اما انگار برادر بزرگ ورزشکار باکسر باشد!
در ادامه یک فیلم کوتاه در معرفی این موتورسیکلت را می‌بینیم.
]]>
چهار حیوان شگفت‌انگیز 2020-04-25T01:33:47+01:00 2020-04-25T01:33:47+01:00 tag:http://pooyacom.ir/post/402 پویا کام دیدن دنیای حیوانات، همیشه لذت‌بخش بوده است. و اگر از شگفتی‌های آن باشد، مسروربخش‌تر.در این مستند کوتاه، چهار حیوان معرفی می‌شود که تاکنون اسم‌شان را نشنیده‌اید. پیشنهاد می‌کنم ببینید. دیدن دنیای حیوانات، همیشه لذت‌بخش بوده است. و اگر از شگفتی‌های آن باشد، مسروربخش‌تر.
در این مستند کوتاه، چهار حیوان معرفی می‌شود که تاکنون اسم‌شان را نشنیده‌اید.
پیشنهاد می‌کنم ببینید.

]]>
YOU 2020-04-20T22:09:46+01:00 2020-04-20T22:09:46+01:00 tag:http://pooyacom.ir/post/401 پویا کام چارلی چاپلین در پایان یکی از فیلم‌هایش، سخنرانی زیبایی به انگلیسی ایراد کرد که هم در محتوا و هم در شکل ادبیات انگلیسی، قابل اعتناست. چاپلین فیلم دیکتاتور بزرگ را در زمان هیتلر ساخت. و گرچه همه اعتقاد دارند او به قصد هجو هیتلر این فیلم را ساخت، اما در واقع او به هدف رساندن پیام به هیتلر آن را ساخت. او امید داشت که هیتلر این فیلم را ببیند و همان کاری را بکند که او در این سکانس پایانی، انجام می‌دهد. او امید داشت هیتلر بیدار شود، و همه قدرتش را در این ر

چارلی چاپلین در پایان یکی از فیلم‌هایش، سخنرانی زیبایی به انگلیسی ایراد کرد که هم در محتوا و هم در شکل ادبیات انگلیسی، قابل اعتناست.

چاپلین فیلم دیکتاتور بزرگ را در زمان هیتلر ساخت. و گرچه همه اعتقاد دارند او به قصد هجو هیتلر این فیلم را ساخت، اما در واقع او به هدف رساندن پیام به هیتلر آن را ساخت. او امید داشت که هیتلر این فیلم را ببیند و همان کاری را بکند که او در این سکانس پایانی، انجام می‌دهد. او امید داشت هیتلر بیدار شود، و همه قدرتش را در این راه، و نه آن راه به کار ببرد.

اتفاقا هیتلر هم این فیلم را دید. چند بار هم دید. اما بیدار نشد. و همان ماند که بود. و چند سال بعد بود که، نماند.

هنوز زمان هست. برای تغییر کردن، برای آدم شدن. برای جلب بخشش الهی.

خدا، فرصت‌ها را می‌دهد.

و می‌بیند.

که انسان استفاده می‌کند یا نه. 

]]>
باز هم کاوازاکی 2020-04-17T19:51:45+01:00 2020-04-17T19:51:45+01:00 tag:http://pooyacom.ir/post/399 پویا کام قبلا در مورد موتورسیکلت zx14r کاوازاکی در اینجا توضیحاتی دادیم. این موتور که یکی از محبوب‌ترین موتورهای دنیاست والبته بیشتر در خود ژاپن رواج دارد تا غرب؛ هم از جهت فنی و هم از جهت ظاهر و زیبایی بسیار منحصر بفرد است. در اینجا یک فیلم با گویندگی را که به بررسی این موتور می‌پردازد، با هم می‌بینیم. قبلا در مورد موتورسیکلت zx14r کاوازاکی در اینجا توضیحاتی دادیم.
این موتور که یکی از محبوب‌ترین موتورهای دنیاست والبته بیشتر در خود ژاپن رواج دارد تا غرب؛ هم از جهت فنی و هم از جهت ظاهر و زیبایی بسیار منحصر بفرد است.



در اینجا یک فیلم با گویندگی را که به بررسی این موتور می‌پردازد، با هم می‌بینیم.

]]>
نهایت سرعت در دنیای موتورسیکلت‌ها 2020-04-14T22:28:12+01:00 2020-04-14T22:28:12+01:00 tag:http://pooyacom.ir/post/398 پویا کام شاید اگر بخواهیم 6 کمپانی بزرگ موتورساز دنیا را نام ببرم، حتما سوزوکی، کاوازاکی و یاماها بین آنها خواهند بود. و می‌دانیم که محصولات آنها دارند بر دنیای موتورسوار‌ها حکومت می‌کنند. اما اگر بخواهیم همه رده‌های موتوری را در این کمپانی‌ها بررسی کنیم، نگاه به «نهایت سرعت» در آن میزان خوبی است. معمولا این کمپانی‌ها در چند رده موتور تولید می‌کنند. یکی رده سرعت که فلاپ‌های آئرودینامیک در آنها مشخص است؛ رده خیابانی نمایشی، و رده کراس و تریل. مثلا در یاماها، رده R یعنی رده سرعت. و رده شاید اگر بخواهیم 6 کمپانی بزرگ موتورساز دنیا را نام ببرم، حتما سوزوکی، کاوازاکی و یاماها بین آنها خواهند بود. و می‌دانیم که محصولات آنها دارند بر دنیای موتورسوار‌ها حکومت می‌کنند.

اما اگر بخواهیم همه رده‌های موتوری را در این کمپانی‌ها بررسی کنیم، نگاه به «نهایت سرعت» در آن میزان خوبی است.

معمولا این کمپانی‌ها در چند رده موتور تولید می‌کنند. یکی رده سرعت که فلاپ‌های آئرودینامیک در آنها مشخص است؛ رده خیابانی نمایشی، و رده کراس و تریل.

مثلا در یاماها، رده R یعنی رده سرعت. و رده MT  یعنی رده خیابانی نمایشی. در کاوازاکی رده zxr یعنی رده سرعت با نهایت‌ سرعت 300 کیلومتر بر ساعت.

دیدن فیلم‌هایی از سرعت واقعی و شتاب خیره‌کننده‌ی این موتورها خالی از لطف نیست. ]]>
آشنایی با یاماها 1000 2020-04-10T19:51:54+01:00 2020-04-10T19:51:54+01:00 tag:http://pooyacom.ir/post/395 پویا کام یاماها در رده 1000 فقط یک موتور عرضه کرده است: R1 که با چهار سیلندر به 200 اسب‌بخار می‌رسد. با سرعت 320 کیلومتر در ساعت و دور موتور 13000.با رنگ آبی که رنگ نشان یاماها است؛ یکی از موتورسیکلت‌های زیبای دنیاست؛ و یکی از ده موتور برتر دنیا. در ادامه می‌توانید یکی دو فیلم از سواری این موتور را ببینید. در اولی شتاب این موتور و در دومی، همراهی با موتور کاوازاکی را مشاهده می‌کنید. در فیلم دوم، سرعت بر اساس مایل‌برساعت است.
یاماها در رده 1000 فقط یک موتور عرضه کرده است: R1
که با چهار سیلندر به 200 اسب‌بخار می‌رسد. با سرعت 320 کیلومتر در ساعت و دور موتور 13000.



با رنگ آبی که رنگ نشان یاماها است؛ یکی از موتورسیکلت‌های زیبای دنیاست؛ و یکی از ده موتور برتر دنیا.
در ادامه می‌توانید یکی دو فیلم از سواری این موتور را ببینید. در اولی شتاب این موتور و در دومی، همراهی با موتور کاوازاکی را مشاهده می‌کنید. در فیلم دوم، سرعت بر اساس مایل‌برساعت است.
]]>
لطف خدا 2020-03-26T01:05:33+01:00 2020-03-26T01:05:33+01:00 tag:http://pooyacom.ir/post/393 پویا کام زمانی در بحران سیاسی اوکراین، مردم به خیابان ریخته بودند و اجتماعات عظیمی برای روزها، در خیابان‌های پایتخت اوکراین برقرار شده بود. آن تظاهرات، سرانجام به سقوط دولت وقت منجر شد. در بحبوحه‌ی ماجرا، یک خبرنگار با یک زن جوان که از خیابان گذر می‌کرد، مصاحبه‌ای انجام داد. از آن زن نظرش را پرسید. آن زن جواب جالبی داد: من از اوضاح خوشم نمی‌آید؛ این کیف ِمن نیست! (کیف نام پایتخت اوکراین است) اکنون روزهاست که کشور با بحرانی عظیم روبرو است. از اینکه مدیریت بحران چقدر افتضحاح بو

زمانی در بحران سیاسی اوکراین، مردم به خیابان ریخته بودند و اجتماعات عظیمی برای روزها، در خیابان‌های پایتخت اوکراین برقرار شده بود. آن تظاهرات، سرانجام به سقوط دولت وقت منجر شد. در بحبوحه‌ی ماجرا، یک خبرنگار با یک زن جوان که از خیابان گذر می‌کرد، مصاحبه‌ای انجام داد. از آن زن نظرش را پرسید. آن زن جواب جالبی داد: من از اوضاح خوشم نمی‌آید؛ این کیف ِمن نیست! (کیف نام پایتخت اوکراین است)

اکنون روزهاست که کشور با بحرانی عظیم روبرو است. از اینکه مدیریت بحران چقدر افتضحاح بوده و چقدر راحت می‌شد آن را اداره کرد؛ چیزی نمی‌گویم. اصولا چیزی را که همه می‌دانند، که نمی‌گویند.

حرف من چیز دیگری است.

همه نگران‌اند. همه ناراحت. همه ناامید از همه موثرهایی که تاکنون به آن دلبسته بودند. حتی آنها هم که همیشه با قمپزهای خیالی و تحلیل‌های فضایی خودشان را آرام می‌کردند، الان نمی‌توانند به جایی آرام برسند.

همه درمانده‌اند.

طوفان نوح

آیا باید دست دعا به آسمان بلند کنیم و برای کشور دعا کنیم؟

در اینکه همه سرانجام از همه‌ی خداهای خیالی خودشان خسته خواهند شد و دل به سوی آسمان بلند خواهند کرد؛ حرفی نمی‌زنم. این حرف من نیست.

حرف این است الان اصلا باید ناراحت بود؟

چرا؟ چون قوی‌ها و سردمداران و ثروتمندان را ناراحت و ناامید کرده است؟‌

آیا الان است که برای نجات تهران باید کاری کرد؟

الان که جوانان و کاسبان قدرتمند و حکومتیان و سرداران؛ ناتوان شده‌اند؛ باید دست دعا بلند کرد؟

الان باید خیلی ناراحت بود؟

نه، این تهران من نیست.

آن زمان که در این شهر بی‌دروپیکر، کودکان کار خیابانی، خسته از یک روز کار در سن کودکی و تحقیر و دویدن برای هیچ، به اقامت‌گاه‌های خود بازمی‌گشتند؛ و آنجا باید با تجاوز جنسی سر می‌کردند؛ شهر من نبود.

تهران آن زمان که مردی در زیر بار انبوه ربای رایج این شهر؛ مجبور بود اهانت‌های جنسی به زنش را در وسط خیابان تحمل کند و دم هم نزند، شهر من نبود.

تهران آن زمان که آقازادگان و سردارزادگان؛ برای خودشان باندهای مافیایی تشکیل دادند، دار و دسته و گروه مسلح و قاضی ِخریده‌شده و نماینده توی مشت و مامور امنیتی ِهماهنگ، برای خود درست کردند؛ شهر من نبود.

تهران آن زمان که دروغ‌گویی شد ارزش؛ ریاکاری شد دین؛ هرزگی شد حجاب؛ بی‌ناموسی شد زن مسلمان؛ وقتی در صداوسیما برای استخدام دختران جوان به آنها گفتند چادر سرشان کنند و بعد آنها را به رییس مربوطه هدیه دادند؛ وقتی خرافات و هیات و مشتی‌گری جای دین خدا را گرفت؛ وقتی بیسواد‌ها و هرزه‌های فکری شدند مطهری ِزمان؛ وقتی قرآن تعطیل شد و مداحی ِفاحشه‌بازها جایش را گرفت؛ وقتی خدا حذف شد و اَحبار و رُهبان به جایش آمد؛ وقتی انسانیت مُرد؛ بجایش ولایت شیطان تعریف شد؛ وقتی نیروهای امنیتی که باید حافظ امنیت مردم می‌بودند، در خدمت شکنجه جنسی بازداشتیان قرار گرفتند؛ وقتی با نام خدا، شیطان پرستیده شد؛ وقتی نام خدا پایین کشیده شد و همه گفتند ولایت، ارباب، آقا، مولا؛ و خدا دیگر مولای کسی نبود؛ وقتی هر که دزدتر بود، عزیزتر شد؛ باشرف‌ها به انزوا کشیده شدند؛ بیشرف‌ها عزیز شدند؛ وقتی آخرت فراموش شد و همه خوردند و دزدیدند و رفتند؛ وقتی نماینده مجلس به دختر ِدوست سابقش تجاوز کرد و کسی ککش هم نگزید، وقتی تقلب شد کار قانونی، و معترضان به تقلب به خون کشیده شدند؛ وقتی 700 میلیارد پول این کشور معلوم نشد و نمی‌شود و نخواهد شد کجا رفت؛ وقتی پول برجام معلوم نشد در کدام کشور به فنا رفت؛ وقتی پسری را دیدم که در بازار تهران کار می‌کرد، حمالی می‌کرد، چهارده سالش بود، ولی اندکی سواد خواندن نداشت؛ این تهران، تهران من نبود.

من الان ناراحت نیستم. غصه‌ای ندارم. کدام بحران جدید برای این شهر آمده؟ برای کی باید دعا کنم؟

من اگر دعا می‌کردم؛ اگر شرف داشتم؛ اگر انسان بودم؛ سالها پیش باید می‌مردم. از این هم فساد . از این همه تباهی. از این هم بی‌غیرتی. از این همه آدم نبودن خودم.

چرا برای کنار رفتن این بحران باید غمی داشته باشم؟

چرا ؟

این مردم شایسته مجازات هستند. شاید پروردگار می‌خواهد مجازات کند این مردم را، و مردم بهتری را بجایشان بیاورد.

شاید این تنها لطف خدا به این شهر باشد.

شاید روزی دیگر باز این شهر، تهران من شد.

جایی برای بندگان خدا. برای باشرف‌ها. باغیرت‌ها.

شاید این تنها لطف دوباره خدا به انسان باشد.

]]>
چند راه حل ساده! 2020-02-23T21:01:39+01:00 2020-02-23T21:01:39+01:00 tag:http://pooyacom.ir/post/390 پویا کام در پی شیوع بیماری در کشور، برخی رفتارهایی را در جامعه شاهدیم. مردمی که به نفرت به هم نگاه می‌کنند. همه می‌خواهند از دیگری آلوده نشوند. اما رعایت آلوده نکردن دیگران را نمی‌کنند. آقای خوشتیپی که ماسک گران‌قیمت نایاب به چهره زدی. و از پشت آن، با چشم‌های دریده به دیگران نگاه می‌کنی که مبادا وجود نازنین تو را آلوده کنند. باور کن تو وجود نازنینی نیستی. تو یک خودخواه کثیف هستی. تو که ماسکت را کنار می‌زنی، توی صورت دیگران سرفه می‌کنی. بعد دوباره آن را سرجایش می‌گذاری. چرا مردم م

در پی شیوع بیماری در کشور، برخی رفتارهایی را در جامعه شاهدیم. مردمی که به نفرت به هم نگاه می‌کنند. همه می‌خواهند از دیگری آلوده نشوند. اما رعایت آلوده نکردن دیگران را نمی‌کنند.

آقای خوشتیپی که ماسک گران‌قیمت نایاب به چهره زدی. و از پشت آن، با چشم‌های دریده به دیگران نگاه می‌کنی که مبادا وجود نازنین تو را آلوده کنند. باور کن تو وجود نازنینی نیستی. تو یک خودخواه کثیف هستی. تو که ماسکت را کنار می‌زنی، توی صورت دیگران سرفه می‌کنی. بعد دوباره آن را سرجایش می‌گذاری.

چرا مردم ما اینطور شدند؟ چرا زیرساخت‌های فرهنگی ما اینطور نابود شده است؟ چه بلایی سر اقتصاد و سیاست ما که نه، سر فرهنگ ما آمده است که چنین حیوانات وحشتناکی شده‌ایم؟

زمانی که دولت‌ها مسوول ساختن فرهنگ سرزمین‌شان بودند، دولت‌های ما مشغول ساختن خودشان و ربودن همه چیز از رقیب بودند. تا نسل بعدی خودشان را غرق در ثروت کنند. فارغ از اینکه ثروت واقعی این کشور، مردمی هستند که آنها داشتنند بر ایشان حکومت می‌کردند.

کاش آدم شویم. کاش این روزها به فکر فرو برویم. و بدانیم باید روی این زمین چطور زندگی کنیم. کاش باور داشته باشیم دیگران همانقدر مهم هستند و ارزش دارند که ما. کاش حتی به اینجا برسیم که دیگران از ما مهم‌ترند. کاش بفهمیم وقتی تو دیگری را آلوده نکنی، این چرخه نخواهد چرخید و به سر بچه‌ی خودت نخواهد آمد. کاش بدانیم هر چه در این دجله بیندازی، در بیابانت دهند باز.

اما برای مردم چند کلمه حرف دارم:

گزینه اول: بیماری بیشتر از آنکه فکر کنید به شما نزدیک است، خیلی بترسید.

گزینه دوم: بیماری خیلی بیشتر از آنکه فکر می‌کنید، از شما دور است. بصورت متعادل مراقب باشید.

حقیقت این است که گزینه دوم درست است. این میکروب خیلی بیشتر از آنکه فکر کنید، ضعیف است. و برای حیات خودش مانند هر موجود زنده‌ی دیگری به هزاران شرایط نیاز دارد.  اگر شرایط خوبی برای آن در زمین وجود داشت، الان بجای حیوانات مختلف پیشرفته، فقط این تک‌یاخته‌ها داشتند زندگی می‌کردند.

پس هرگز نترسید. زندگی معمولی خودتان را تعطیل نکنید. کار و تلاش معمول‌تان را ادامه دهید.

وارد حیطه وسواس نشوید. وسواس به کثافت خیلی نزدیک است. شرایط طبیعی خودتان را حفظ کنید.

مراقبت‌های متعادل را انجام دهید. خیلی ملایم. خیلی معمولی. وقتی به شما می‌گویند از چه طریقی این میکروب منتقل می‌شود، همان راه را بفهمید. همان چند تا کار ساده را مراقب باشید. نه همه چیز را دیوانه‌وار بخواهید رعایت کنید. فقط چند چیز.

اینجا هم از تماس دست با دست (‌یا دست با جای دست) مراقبت کنید. و از تماس نفَسی با دیگران مراقبت کنید. خیلی معمول و متعادل.

اگر هم جایی نشد که اینکارها را بکنید، اصلا نگران نباشید. دفعه بعد رعایت کنید. خیلی احتمال پایینی وجود دارد که همان جایی که شما رعایت نکردید، کسی آلوده باشد. یا حتی اگر باشد، به شما منتقل شود. باور کنید این میکروب برای انجام کارش، که همان ازدیاد تعدادش و تولید مثل‌ش است، خیلی کار سختی پیش رو دارد.

حتما از فکر و خیال و تلقین به خودتان خوداری کنید. این چیزها شما را ضعیف می‌کنند. و در مقابل این میکروب یا هزاران میکروب دیگر، آسیب‌پذیرتر می‌کند.

غذای مناسب بخورید. ورزش کنید. به کار و تلاش بپردازید. شاد باشید. به دیگران مهربانی کنید.

از وسواس خودداری کنید. از نفرت به هم‌میهنان‌تان مخصوصا با این موضوع خودداری کنید. برای دیگران جز خوبی و سلامت آرزو نکنید. همدیگر را کمک کنید. به دیگران با مهربانی آموزش دهید. اگر از جهت مالی دست‌تان به دهان‌تان می‌رسد، وسایل مورد نیاز این روزها مانند امور بهداشتی را، به رایگان برای دیگران تهیه کنید و در اختیار نیازمندان بگذارید.

 میوه‌های تازه و صیفی‌جات مانند گوجه‌فرنگی و پیاز خام، زیاد بخورید.

بهداشت را بصورت متعادل و مداوم رعایت کنید.

اصلا هم لازم نیست ماسک بزنید. مگر شرایط کاری خاصی دارید و مرتبا با مردم صورت به صورت هستید. که هر وقت شرایط عوض شد، ماسک را بردارید. هوای تازه و سالم، لازمه حیات شماست.

دستکش هم نیاز نیست. دست بطور طبیعی سیستم ایمنی خودش را دارد که با کردن داخل یک دستکش پلاستیکی و عرق کردن مداوم، این سیستم را شما به هم می‌ریزید. مگر شرایط کاری خاصی دارید. که در این حالت هم دستکش دست کردن را بلد باشید. دستکش یعنی به جاهای عموما آلوده با دستکش دست بزنید، و برای جاهای معمولی و شخصی، بدون دستکش. نه اینکه به همه جا و همه چیز با دستکش دست بزنید؛ که در این حالت اصلا فلسفه دستکش را نابود کرده‌اید!

بینی‌تان را مرتب بشورید؛ ترجیحا با آب گرم. منظورم در داخل دستشویی است، نه وسط خیابان! حتی بعد از شستن بینی‌تان، کمی آب بریزید که کاسه دستشویی هم تمیز شود. بعد دست‌تان را دوباره بشورید. و مشخصا از تمیز کردن بینی با دستمال کاغذی و نگه‌داشتن دستمال آلوده داخل دست‌تان خودداری کنید. و اگر مجبور به استفاده از دستمال شدید، آن را بعد از یکبار استفاده، دور بیندازید. باز منظور از دور انداختن، رها کردن توی خیابان نیست. بلکه داخل زباله‌دانی بیندازید که از دسترس دیگران دور باشد.

دستان‌تان را مرتب بشورید. اما افراط نکنید که پوست‌ دست‌تان برود. خیلی معمولی و ملایم.

همه این کارها را هم هم که گفتیم، بصورت افراطی انجام ندهید. لازم نیست تا دست‌تان به یک جایی خورد و نگران شدید بدوید دست‌تان را بشورید. اصلا این مقدار نیاز نیست. وقتی شما افراط کنید؛ خیلی زود، روان شما خسته خواهد شد. و در برابر این‌ها مقاومت خواهد کرد. و از رعایت متعادل آنها دست می‌کشید.

همین نکات ساده را رعایت کنید. خیلی معمولی و خیلی ملایم.

این میکروب به راحتی ریشه‌کن می‌شود. خودمان را در برابر میکروب‌های بزرگ عالم انسانیت، قوی کنیم.

خوب است در این ایام، برای همیشه یاد بگیریم که خوب بودن، خوب است! به همین سادگی! به همین همیشگی.

بیایید آدم شویم.

]]>
قیام کن 2020-02-14T17:15:55+01:00 2020-02-14T17:15:55+01:00 tag:http://pooyacom.ir/post/389 پویا کام خیلی از کسانی را که می‌شناسیم، می‌دانیم آدم‌های محتاط و نرم و تا حدودی هم ترسو هستند. خیلی همه چیز را رعایت می‌کنند. به دیگران احترام می‌گذارند، شاید بخاطر همان ترسی که از درگیری دارند. خیلی اهل زور گفتن و ظلم کردن نیستند. چرا که عرضه‌اش را ندارند. و کلا بچه‌های مثبتی هستند. اما همینجور آدم، وقتی سوار ماشین می‌شود و راننده می‌شود؛ تبدیل به یک موجود وحشی می‌شود. انگار که سوار اسلحه جنگی شده است. همه سرکوب‌ها و عقده‌های زندگی‌اش جلوی چشمش می‌‌آید. و همه را می‌خواهد با این

خیلی از کسانی را که می‌شناسیم، می‌دانیم آدم‌های محتاط و نرم و تا حدودی هم ترسو هستند. خیلی همه چیز را رعایت می‌کنند. به دیگران احترام می‌گذارند، شاید بخاطر همان ترسی که از درگیری دارند. خیلی اهل زور گفتن و ظلم کردن نیستند. چرا که عرضه‌اش را ندارند. و کلا بچه‌های مثبتی هستند.

اما همینجور آدم، وقتی سوار ماشین می‌شود و راننده می‌شود؛ تبدیل به یک موجود وحشی می‌شود. انگار که سوار اسلحه جنگی شده است. همه سرکوب‌ها و عقده‌های زندگی‌اش جلوی چشمش می‌‌آید. و همه را می‌خواهد با این دنیای نابکار، یکباره تسویه کند!

از توان ماشین، به مثابه تانک استفاده می‌کند. و دیگر ماشین‌ها را چونان هدف می‌نگرد! هدفش رسیدن به جایی نیست. بلکه می‌خواهد اهدافی را نابود کرده و سلامت به پایگاه بازگردد!

راستی چرا چنین است؟

مقدار زیادی از این رفتارها، به شخصیت‌های درب‌وداغون اینها برمی‌گردد. یعنی کسی که در درونش احساس عظمت و قدرت کند، نیازی به این اثبات ِقدرت نمی‌بیند. کسی که عقده‌های سرکوب‌شده نداشته باشد، این‌کارها را نمی‌کند.

بدی ِماجرا اینجاست که خود این افراد دارند این سرخوردگی‌ در زندگی‌شان را به دیگران جار می‌زنند. و خودشان را مسخره دیگران می‌کنند. کسی که برای یک پیچیدن نابجا جلویش، می‌خواهد تا آخرین نفَس بجنگد، معلوم است شخصیتی زخم‌خورده از کودکی تا الان داشته است. کسی که برای یک جای پارک، فحش‌های ناموسی را نعره می‌کشد، دارد به دیگران می‌گوید من کودکی ناامنی داشته‌ام. کسی که حاضر است با همه گرانی ِتعمیرات ماشین، خودرویش را به عمد به دیگری بکوبد، معلوم می‌کند که حرفش به دیگران این است: این دفعه نمی‌گذارم آن کار را با من بکنید. و این «آن کار» هر چیزی می‌تواند باشد.

خوب که نگاه کنیم، این آدم‌ها قابل ترحم‌اند. ضعیف‌اند. بدبخت‌اند.

زیر لب باید تاسفی خورد. و گذشت کرد. و رفت.

آنجا که بانک ِنزول‌خور دارد حقت را می‌خورد، برو قیام کن و بجنگ. آنجا که فلان کارخانه‌‌ی بزرگ دولتی، پول خرید ِتو را تمام و کمال گرفته و تا یک سال وسیله را به تو تحویل نمی‌دهد و تو به هیچ کجا نمی‌توانی شکایت کنی، برو قیام کن و بجنگ. آنجا که یک بازداشت خلاف همه قوانین جاری کشور انجام می‌شود و تو تحقیر می‌شوی، و به هیچ کجا نمی‌توانی شکایت کنی؛ برو قیام کن و حقت را بگیر. آنجا که خلاف اصول قانون اساسی، حق سرنوشت تو را چند نفر آدم ورشکسته و اغلب فاسد، از تو گرفته‌اند، برو قیام کن و حقت را بگیر. آنجا که پول نفت تو را معلوم نمی‌کنند که چه می‌کنند. چه کرده‌اند؟ به کی داده‌اند؟ و هیچ کس حساب و کتابی علم نمی‌کند و نیازی نمی‌بیند گزارشی بدهد؛ برو قیام کن و بجنگ. آنجا که معلوم نشد پول نقد برجام را که روسای جمهور آمریکا ازش حرف زده‌اند، چه کسی در کجا خرج کرده است، و حداقل نگفت که چه خرجی کرده است، و تو از همان آدم تجلیل هم می‌کنی، برو قیام کن و حقت را بگیر.

نه برای یک راهنما نزدن ماشین جلویی!

]]>
مقایسه هارد و حافظه جامد 2020-02-06T17:51:22+01:00 2020-02-06T17:51:22+01:00 tag:http://pooyacom.ir/post/388 پویا کام امروز می‌خواهم هارد را با حافظه سولید استیت مقایسه کنم. و اینکه از چه نظر هر کدام بهتر است. شاید شنیده باشید که سرعت در هارد کمتر است. این کدام سرعت است؟ آیا منظور سرعت خواندن و نوشتن روی هارد است؟ در مقایسه کاملی که از نظر فنی اینجا انجام داده‌ایم حقیقت این است که هارد اندکی ضعیف‌تر است. یعنی سرعت در هارد حدود 130 و در سولید حدود 208 مگابایت در ثانیه است. اما از جهتی دیگر، سرعت در سولید تقریبا باقی می‌ماند. اما در هارد افت می‌کند. یعنی سرعت متوسط در هارد 103 و در سولید

امروز می‌خواهم هارد را با حافظه سولید استیت مقایسه کنم. و اینکه از چه نظر هر کدام بهتر است.

شاید شنیده باشید که سرعت در هارد کمتر است. این کدام سرعت است؟ آیا منظور سرعت خواندن و نوشتن روی هارد است؟

در مقایسه کاملی که از نظر فنی اینجا انجام داده‌ایم حقیقت این است که هارد اندکی ضعیف‌تر است. یعنی سرعت در هارد حدود 130 و در سولید حدود 208 مگابایت در ثانیه است. اما از جهتی دیگر، سرعت در سولید تقریبا باقی می‌ماند. اما در هارد افت می‌کند. یعنی سرعت متوسط در هارد 103 و در سولید 203 است. پس از این جهت سولید بهتر عمل می‌کند.

اما برتری اصلی سولید در سرعت دسترسی است. یعنی زمانی که کامپیوتر درون حافظه می‌گردد تا یک فایل و جزئیاتش را پیدا کند و شروع کند به خواندن. در هارد این مقدار 15.9 میلی‌ثانیه است. اما در سولید 0.2 میلی‌ثانیه است! یعنی خیلی خیلی بهتر.

و این است که هنگام کار خودش را نشان می‌دهد. و همین است که اگر ویندوز را روی سولید نصب کنید، سرعت بوت کامپیوتر بسیار بهتر خواهد شد.

اما هارد هم از جهاتی بهتر است. یکی اینکه با قیمت یکسان، ظرفیت بالاتری را به شما می‌دهد. یعنی برای استفاده در فایل‌های اطلاعاتی (غیرسیستمی) خیلی بهتر است. و دوم اینکه می‌توانید عملیات زیادی رویش انجام دهید و هارد شما در درصد کاری 100% در مدت زمان بالایی باشد و آسیب نبیند. اما سولید نمی‌تواند این فشار کاری را تحمل کند و خراب می‌شود.

بهترین کار برای یک کامپیوتر، حالت ترکیبی است. یعنی یک سولید کوچک در حد 120 گیگ داشته باشید تا ویندوز و برنامه‌ها را رویش نصب کنید. و چند هارد هم داشته باشید با ظرفیت مجموع بالا. تا فایل‌هایتان را رویش بارها و بارها ضبط کنید.

]]>
مجلس نمایندگان دربار 2020-02-05T17:26:22+01:00 2020-02-05T17:26:22+01:00 tag:http://pooyacom.ir/post/387 پویا کام پس روزها مبارزه ملت برای گرفتن حق مشروطیت،  یک مجلس برای نمایندگان مردم تاسیس شد. تا نمایندگان مردم از طرف مردم جایی داشته باشند که در برابر قدرت کامله شاه، حرف بزنند. و از حق مردم دفاع کنند. مبارزه برای این نمایندگی مردم، باز هم ادامه یافت. جوهر امضای مشروطیت خشک نشده بود که محمدعلی‌شاه مجلس را به توپ بست و گفت همه چیز تمام شد. مردم اسلحه به دست، دوباره به میدان آمدند. و این بار نه فقط شاه تسلیم شد، که مردم، شاه را از کشور بیرون کردند. محمدعلی به روسیه گریخت. اما

پس روزها مبارزه ملت برای گرفتن حق مشروطیت،  یک مجلس برای نمایندگان مردم تاسیس شد. تا نمایندگان مردم از طرف مردم جایی داشته باشند که در برابر قدرت کامله شاه، حرف بزنند. و از حق مردم دفاع کنند. مبارزه برای این نمایندگی مردم، باز هم ادامه یافت.

جوهر امضای مشروطیت خشک نشده بود که محمدعلی‌شاه مجلس را به توپ بست و گفت همه چیز تمام شد. مردم اسلحه به دست، دوباره به میدان آمدند. و این بار نه فقط شاه تسلیم شد، که مردم، شاه را از کشور بیرون کردند. محمدعلی به روسیه گریخت.

اما سالها بعد، مجلس نمایندگان مردم، به مجلس نمایندگان دربار تبدیل شده بود. نمایندگانی که باید از حق مردم در برابر شاه دفاع می‌کردند، به بله‌قربان‌گویان همان شاه تبدیل شده بودند. طنز تاریخ این بود که یک نفر فلسفه وجودی این مجلس را یادآوری نمی‌کرد. و همه در تملق و چاپلوسی برای شخص اعلیحضرت از هم سبقت می‌گرفتند. کسی نمی‌گفت شما را اصلا چه کسی در این مجلس گمارده است؟ و شما مگر نمایندگان دربارید که باید دم‌به‌دم وفاداری‌تان را به دربار یادآوری کنید؟

اما دستگاه‌هایی وجود داشت که رسما نمایندگان راه‌یافته یا در آستانه‌ی راه‌یافتن به مجلس را احضار می‌کردند و به آنها می‌گفتند شما باید همان را بگویید که شخص اعلیحضرت می‌گویند!

سالها بعد از مبارزات مردم برای اعطای حق مشروطیت، کار ایران به جایی رسید که باید از اول برای مشروطیت قیام می‌کرد. اول این مجلس نمایندگان دربار را برمی‌چید. و از نو مجلس نمایندگان مردم را بنا می‌کرد. تا در برابر ظلم همان دربار بتواند از حق مردم دفاع کند.

اما جواب مردم دشنه بود. گلوله بود. داغ و درفش بود.

 و آینده‌ای که دیده نمی‌شد.

]]>
ضربات بیرحم 2020-01-31T17:42:48+01:00 2020-01-31T17:42:48+01:00 tag:http://pooyacom.ir/post/386 پویا کام زاتو‌ایچی یک سامورایی اساطیری ژاپن است که در دوره ادو می‌زیسته است. ایچی را بهترین شمشیرزن همه تاریخ می‌دانند. که بدون نیاز به دیدن، ضربات را حس می‌کرد و بهترین ضربه را می‌زد. او با گارد مخالف شمشیر‌ می‌زد که بسیار سریع عمل می‌کرد. ایچی در مقابل فساد، به قاتلی بیرحم تبدیل می‌شد. که از درون باندهای مافیایی، به قلع و قمع آنان می‌پرداخت. ایچی را سامورایی کور می‌دانند. در حالیکه چه بسا کور نبوده است. دیدن یکی از آخرین ساخته‌های سینمایی ایچی، خالی از لطف نیست.

زاتو‌ایچی یک سامورایی اساطیری ژاپن است که در دوره ادو می‌زیسته است.

ایچی را بهترین شمشیرزن همه تاریخ می‌دانند. که بدون نیاز به دیدن، ضربات را حس می‌کرد و بهترین ضربه را می‌زد.

او با گارد مخالف شمشیر‌ می‌زد که بسیار سریع عمل می‌کرد.

ایچی در مقابل فساد، به قاتلی بیرحم تبدیل می‌شد. که از درون باندهای مافیایی، به قلع و قمع آنان می‌پرداخت.

ایچی را سامورایی کور می‌دانند. در حالیکه چه بسا کور نبوده است.

دیدن یکی از آخرین ساخته‌های سینمایی ایچی، خالی از لطف نیست.

]]>