خانه پوشالی

1-      مذاکره با آمریکا همه مشکلات ما را حل نخواهد کرد.

2-      این که بگوییم مذاکره با آمریکا مشکلات ما را حل خواهد کرد و عدم مذاکره با آمریکا مشکلات ما را حفظ خواهد کرد، این غلط است.

3-      اصلا آمریکا خودش در هزاران مشکل قرار دارد. چطور می‌خواهد مشکل ما را حل کند؟

4-      آمریکا دشمن ماست. به منافع خودش فکر می‌کند. و اصلا آبرو هم در دنیا ندارد.

5-      این قضایای اخیر انتخابات آمریکا برای بردن آبروی آمریکا کافی است.

6-      آمریکا یا آبرویی در دنیا دارد یا ندارد. اگر ندارد، چطور با یک نمایش انتخاباتی که بارها در طول تاریخ این کشور اتفاق افتاده است، تازه آبرویش رفته است؟

7-      اینکه آمریکا در دنیا آبرو دارد یا ندارد، اصلا چه ربطی به ما و منافع ما دارد؟ آیا ما متولی آمریکاییم یا ایران؟

8-      کره شمالی اهل مذاکره با آمریکا نیست. و کره جنوبی اهل همه گونه مذاکره و همکاری با آمریکا هست. کدامشان مشکل دارند و کدامشان در راه پیشرفت پی‌درپی هستند؟

9-      رابطه با آمریکا بسیاری از کشورهای کاملا نابود شده را از نو ساخت. نه فقط مشکلاتشان را حل کرد، بلکه از خاک سیاه بلندشان کرد. اوضاع بعد از جنگ دوم جهانی و وضع اروپا مثال واضحی است. نه فقط کشور آلمان که انگلیس و فرانسه را هم ساخت. اصولا مگر طرح مارشال به گوشتان نخورده است؟ جالب اینکه خود آمریکا هم آن موقع هزاران مشکل داشت. اما این غول اقتصادی توانست نصف دنیا را دوباره بسازد. البته بیشتر از اینکه این ایراد به ما برگردد، به مشاوران ما برمی‌گردد که انبوهی از اطلاعات واضح تاریخی را از ما دور نگه می‌دارند.

10-   واضح است که بند شماره یک این مقاله درست است. همه مشکلات به همه اراده ما بستگی دارد. اما مذاکره و همکاری با یک غول اقتصادی به ما کمک خواهد کرد. پس بند شماره دو هم غلط است. بند شماره سه هم غلط است. بند شماره چهار درست است. اما به ما چه ربطی دارد که آمریکا آبرویش در دنیا چقدر است؟ بند شماره پنج هم یعنی ما از اوضاع آمریکا هیچ اطلاعی نداریم. و نمی‌دانیم این نمایش‌های همیشگی داخلی آمریکاست. همیشه بوده و همیشه هم خواهد بود. اصولا آمریکایی‌ها از کسی که زنباره باشد، مقتدر هم باشد، بدشان نمی‌آید. دوست دارند رییس‌جمهورشان باشد. و ترامپ برایشان یک گزینه محشر است؛ و به احتمال زیاد رییس جمهور بعدی آمریکاست.

خانه پوشالی

11-   خوب است مشاورانمان را یک خانه‌تکانی بدهیم. زیادی فسیل شده‌اند. نه سواد دارند نه مطالعه بروز و نه حتی حسن ظن به خود ما. دنبال منافع خودشان هستند. و چیزی را به ما می‌گویند که برایشان آب و نانی داشته باشد. آنها دو روز دیگر که ما نباشیم، به بچه‌های خود ما هم رحم نخواهند کرد. و چه بسا پنج سال نشده، کشت و کشتار راه بیندازند.

12-  تاریخ عبرت است. یادمان هست عبرت‌گیری از عاشورا را که با درس گرفتن از آن فرق دارد؟

نوشته شده در تاریخ 12 آبان 95    | توسط: پویا کام    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()


راه کربلا را ما باز کردیم!

طرف دارد توی مسیر راه‌پیمایی اربعین سخنرانی می‌کند:
«درسته که ما در جنگ کربلا را نگرفتیم. اما به تعداد تک‌تک بسیجی‌هامون کربلا را گرفتیم. این راه امروز ما، بخاطر فتح‌المبین، بیت‌المقدس و ... است. کجان تک‌تک شهیدامون که امروز را ببینن»

سعید قاسمی

من که ماندم چی بگویم!
سرتاپای این گفته‌ها حرف دارد. حرف‌هایی که همه را معکوس بیان کرده است!
درستش این است که باید پرسید آیا هدف شما از جنگ همین رفتن به کربلا بود؟ مقصود شما از «باز کردن راه کربلا» که به عنوان هدف جنگ بیان می‌کردید، همین راه‌پیمایی اربعین بود؟ شما سالها جنگیدید که به این برسید؟ 
همین هدف را با مذاکره با صدام نمی‌توانستید تامین کنید؟ 
هزاران انسان باید کشته می‌شدند تا شما کربلا را پیاده زیارت کنید؟!
زبان انسان قاصر می‌ماند!
بعد؛ الان به هدفتان رسیده‌اید؟ 
و باز باید پرسید آیا این «شما» بودید که همین هدف را هم تامین کردید؟
یا اینکه آمریکا آمد صدام را انداخت؟
یعنی آمریکا آمد برای شما «راه کربلا» را باز کرد؟
بعد شمایید که احساس پیروزی می‌کنید؟...
به آمریکا فحش هم می‌دهید؟!

و سخن اساسی‌تر که به ذهنم می‌رسد این است شما که قرار بود اینقدر عارفانه به قضایا نگاه کنید و شاعرمسلک باشید؛ می‌پرسم اصلا چرا انقلاب؟ چرا نظامی شدن؟ چرا جنگیدن؟ 
همان زمان شاه یک گوشه‌ای می‌نشستید و برای چهار نفر آدم، و اگر آن هم نشد رو به دوربین سوپر‌هشت می‌کردید و همه حوداث دنیا را به عقاید و ذهنیات خودتان نسبت می‌دادید! می‌گفتید اگر در هند اتفاقی افتاده بخاطر ماست! اگر در آمازون طوری شده بخاطر ماست! والی آخر!

واقعیت این است که شما جنگ را به نقطه‌ای بردید که فقط باید شکست مفتضحانه بنامیمش. از صدام شکست خوردید. و در حالیکه نزدیک بود صدام در سال 67 تمام ایران را بگیرد، آمریکا دخالت کرد و صدام را مجبور به متارکه جنگ کرد. 15 سال بعد از آن، صدام با حمله آمریکائیها ساقط شد. و الان حدودا 15 سال بعدش شما دارید پیاده به کربلا می‌روید. احساس پیروزی و مالکیت هم می‌کنید!
شما قرار است هر چه نشده را بگویید شده! هر کار که نکرده‌اید و الان باید شرمنده‌ی طور جنگیدن‌تان باشید، بگویید کرده‌اید. هر شکستی که خورده‌اید بگویید پیروزی بوده. هر پیروزی‌ای که نبوده بگویید بخاطر شماست!
من که واقعا گیج شده‌ام! 
آیا واقعا اینها منظورشان از «باز کردن راه کربلا» که در زمان جنگ می‌گفتند؛ همین رفتن پیاده به کربلا بوده؟
یاللعجب!

نوشته شده در تاریخ 8 آذر 94    | توسط: پویا کام    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظر شما ثبت می‌شود()


شما تازه از خارجه آمده‌اید؟!

من شخصا خیلی شنیده‌ام کسانی که می‌خواهند ادای سواد و یا شاید خارج‌رفتن به خودشان بگیرند، برخی کلمات را به صورت خاصی تلفظ می‌کنند. کلماتی که سالهاست مردم در ایران طور دیگری می‌گویند.
مثلا وقتی دیدم یک نفر که می‌خواست همه بفهمند زمانی را در آمریکا می‌گشته است، خودروی معروف آلمانی را بی‌ام‌دبلیو تلفظ می‌کرد! در حالیکه همه ما سالهاست آن را بی‌ام‌و می‌گوییم. 
کمی تعجب کردم منظور این آدم از این همه تاکید چی است. تا اینکه فهمیدم این آدم زمانی که در آمریکا بوده، دیده همه در آنجا همان طور که پشت این خودرو نوشته است، BMW را همان طور که هست می‌خوانند!
غافل از اینکه مرد حسابی! این خودرو که آمریکایی نیست که شما می‌خواهی بصورت اورجینال تلفظ کنید! این خودرو آلمانی است. و همان طور که باید بدانید، W در آلمانی وی تلفظ می‌شود. یعنی وقتی بخواهید خیلی تلفظ صحیحی داشته باشید باید آن را بی‌ام‌وی بگویید. و یا همان‌طور که مردم کشورتان سالهاست می‌گویند؛ تلفظ کنید: بی‌ام‌و.
یک کلمه آلمانی را که نباید در زبان انگلیسی تلفظ کنید. همان طور که نباید به زبان روسی یا ژاپنی تلفظ کنید. باید آن را همان طور که یک آلمانی می‌گوید، تلفظ کنید.
برای اینکه مستند حرف زده باشیم، به این سایت که تلفظ‌های صحیح را ارائه می‌کند سری می‌زنیم. تا ببینیم در آلمانی W را اینطور تلفظ می‌کنند:  کلیک کنید
و همین طور ببینید BMW را چطور تلفظ می‌کنند: کلیک کنید 
پس باید اگر خیلی باسواد هستید و خیلی خارجه رفته‌اید، مثل بچه‌ی آدم بگویید :  یک بی‌ام‌و دیدم ...
حالا جالب است در راستای سیاست‌ خودباختگی صداوسیما که اخیرا هر ادای لوس‌آنجلسی را در شبکه‌های لوس‌شان تقلید می‌کنند تا بگویند چقدر پیشرفته هستند؛ یکبار یکی از مجری‌های لوس و ادا اطواری هم همین طور پشت سر هم می‌گفت: این خودروهای شکیل بی‌ام‌دبلیو را دیده‌اید؟ ...!!

نوشته شده در تاریخ 3 آذر 94    | توسط: پویا کام    | طبقه بندی: مطالب حاشیه‌ای،     | نظرتان شما برایمان مهم است()


مگر ما بی‌سوادیم؟

 رییس یک قرارگاه غیرقانونی در جایی سخنرانی کرده است که با شنیدن آن، انسان حیرت می‌کند برخی افراد چطور در توهمات خودشان غرق شده‌اند!

اینها انگار قرار است دنیا را آنگونه که تخیل می‌کنند، تصویر کنند. و همه چیز را همان‌طور می‌بینند که آرزویشان است!

گویی این آدم دارد آرزوهایش را برای دیگران تعریف می‌کند.

و وای بر وقتی که چنین انسان‌هایی بشوند مسوولین کشور. و بر جان و مال و ناموس مردم حکم برانند.

بخش‌هایی از این سخنرانی را با هم می‌خوانیم:

 

-          من چطور متن انگلیسی این توافق‌نامه را بفهمم در حالیکه آنهایی که امضایش کرده‌اند، نتوانستند بفهمند!

-          شورای امنیت قطعنامه‌ای الزام‌آور دارد که بند 7 آن نیز بسیار مهم است!

-          منتظری به امام گفت پاسخ این خون‌ها را چه کسی می‌خواهد بدهد، که امام با قبول قطعنامه کشور را از دهان دشمن درآورد!

-          با تدبیر مقام معظم رهبری، آژانس مجبور به بازرسی از ایران شد!

-          آمریکا گفت اگر ایران بمب اتمی نداشت، من را به مذاکرات راه می‌داد! در نتیجه پای آمریکا را به مذاکرات باز کردیم!

-          اگر آمریکا تحریم‌ها را لغو کند، فرو می‌پاشد!! پس لغو نمی‌کند!

-          اگر اسرائیل به ایران حمله اتمی کند، 7 دقیقه طول می‌کشد موشک‌هایش به ایران برسد. اما ایران از جنوب لبنان و نوار غزه و کرانه باختری می‌تواند در 10 ثانیه تاسیسات اتمی اسرائیل را بزند. انفجار هسته‌ای تل‌آویو را نابود می‌کند!!

-          قبل از اینکه موشک‌های اتمی اسرائیل به ایران برسد، اسرائیل نابود شده است!

 

همه مطالب بالا را رها می‌کنیم و فقط توصیه می‌کنیم آقایانی که می‌خواهند استعداد فراوانشان را در فهم امور سیاسی به رخ مخاطبانشان بکشند، اقلا کمی تحقیق کنند. اینترنت هم دم دست است. یک نگاه بکنید تا ببینید اصولا چنان قطعنامه‌ای وجود ندارد که بند 7 داشته باشد.

 بلکه این فصل هفتم منشور سازمان ملل است!

نوشته شده در تاریخ 23 مرداد 94    | توسط: پویا کام    | طبقه بندی: مطالب حاشیه‌ای،     | نظرات شما خوانده می‌شود()


موشک‌های بالستیک ایران

مقاله‌ای که در زیر می‌خوانید از سوی رادیو اروپای آزاد منتشر شده است. و چون این رسانه وابسته به دولت آمریکاست و از طرفی در این مقاله، یک نوع بیطرفی به چشم می‌خورد؛ آن را در اینجا بازنشر می‌کنیم. و توصیه می‌کنیم مطالعه کنید:

  ایران از دوران جنگ با عراق، علاقمندی خاصی به تولید، تحقیق و توسعه در زمینه طیف وسیعی از موشک‌های بالیستیک و توانایی پرتاب آنها به فضا پیدا کرده است. این علاقمندی که در آغاز ناشی از یک آسیب‌پذیری و خلاء دفاعی بود کم‌کم ابعاد گوناگونی یافت. امروزه همین توانایی معضل عمده‌ای برای ایران ایجاد کرده و علیرغم توافق برای عقب‌نشینی اتمی، هنوز این نگرانی وجود دارد که ایران بخواهد سطح توانایی موشکی خود را تا حد کلاهک اتمی افزایش دهد. واژه بالیستیک معرف شیوه حرکت شیی در فضا است. مانند توپ یا گلوله‌ای که پس از پرتاب اولیه در طول خطر سیر تعیین شده‌ای هدایت شود. به همین لحاظ به موشک‌هایی که طبق این قاعده فیزیکی پرتاب می شوند بالیستیک گفته می‌شود. به عبارت دیگر این نحوه طی مسیر است که موجب اطلاق عنوان بالیستیک می‌شود و نه نوع ماده‌ای که در کلاهک موشک قرار می‌گیرد. مهماتی که توسط یک موشک بالیستیک حمل می‌شود می‌تواند از نوع متعارف آن (ترکیبات باروت و مواد آتش‌زا) باشد که در آن صورت به آن موشک بالیستیک متعارف می‌گویند. در عین حال همان موشک بالیستیک با تغییر و تعدیل‌هایی می‌تواند کلاهک‌های مختلفی از نوع بیولوژیک، میکروبی و یا شیمیایی و اتمی را حمل کند. هرچند در این صورت در مرحله انفجارنیازمند ماشه انفجاری متفاوتی است که با ماشه مهمات متعارف تفاوت اساسی دارد.  سوخت یک موشک می‌تواند از نوع جامد باشد که عمدتاً زمان آماده‌سازی را کوتاه‌تر می کند.. تسلیحات موشکی متعارف معمولاً نه در زمره سلاح‌های تهاجمی موثر محسوب می‌شوند و نه در زمره تسلیحات تدافعی قوی. در عین حال اگر به قصد تدافع انباشته شوند بسته به نوع و تعداد می‌توانند توان بازدارندگی موثری داشته باشند. از طرفی قصد و اراده صاحب سلاح را تا زمانی که عملاً از آن اسلحه استفاده نکرده نمی‌توان تعیین کرد و حسب ضرورت اسلحه‌ای مانند موشک می‌تواند هم به صورت تدافعی و هم به صورت تهاجمی مورد استفاده قرار گیرد. کاربُرد دیگر موشک‌های بالیستیک در یک صورتبندی متفاوت، سیستم ضدموشکی است که فقط پس از پرتاب موشک تهاجمی و به قصد خنثی کردن آن فعال می‌شود. در خلال جنگ ایران و عراق صدام حسین از سیستم موشکی به قصد تهاجمی استفاده کرد و در خلال جنگ خلیج فارس(۱۹۹۱)، اسرائیل از سامانه ضدموشکی پاتریوت به عنوان یک سامانه دفاعی بهره بُرد. علاوه براسرائیل، کشورهای یونان، آلمان، هلند، کویت و عربستان سعودی و همچنین تایوان به این سیستم مجهز هستند. این سیستم توانایی مقابله با موشک‌های بالیستیک، کروز و برخی از سیستم‌های هوایی را دارد. موشک های بالستیک ایران  در تابستان سال ۲۰۰۸ (۱۳۸۷) در خلال یک مانور نظامی، ایران اقدام به آزمایش تعدادی از موشک‌ها بالیستیک خود کرد که از بردهای مختلفی برخوردار بودند. از جمله موشک‌هایی که در آن مقطع آزمایش شدند موشک شهاب ۳ با بُرد متوسط بود. البته در خصوص بُرد موشک‌های شهاب ایران حرف‌های ضد و نقیضی هم زده شد. در بعضی منابع داخی فاصله به کیلومتر و در برخی دیگر به مایل آمده و در نتیجه – شاید به عمد – برد موشک‌ها به درستی مشخص نیست. آنچه می‌توان گفت بین ۸۰۰ تا ۱۸۰۰ مایل ادعا شده است. ۸۰۰ مایل تقریبا برابر ۱۲۸۸ کیلومتر است در حالیکه ۱۸۰۰ مایل برابر ۲۹۰۰ کیلومتر است. فاصله خطی و به اصطلاح پرواز پرنده از تهران به تل آویو (اسرائیل)۱۵۸۸ کیلومتر یا ۹۸۷مایل است. با این حساب اگر موشک شهاب فقط ۸۰۰ مایل برد داشته باشد و به جای تهران از مرزهای غربی ایران شلیک شود به راحتی می تواند به مکه، اسرائیل، و مصر هم برسد. اما اگر موشک شهاب ۱۸۰۰ مایل بُرد داشته باشد می‌تواند فراتر از اسرائیل به نقاطی مانند ، سودان ، مصر و با استفاده از پایگاه‌های متحرک حتی بخشهایی از اروپای شرقی مانند اسلوواکی، آلبانی، لهستان و کرواسی؛ و یا در جهات مختلف به مناطقی از روسیه، بلاروس، لیتوانی، و یا حتی هند و پاکستان؛ و یا به اتیوپی، صنعا در یمن، جیبوتی، و اریتره نیز برسد. مسلم است که بُرد موشک بسته به اینکه چه نوع سوختی استفاده کند و وزن کلاهک آن کمتر یا بیشتر باشد می‌تواند تا حدی نوسان داشته باشد. منابع معتبرتر اطلاعات نظامی بُرد موشک میانبرُد شهاب ۳ را حداکثر برابر ۱۰۰۰ مایل یا ۱۶۰۰ کیلومتر ذکر کرده‌اند. اما چنین بُردی فقط در صورت کاهش وزن کلاهک انفجاری آن به حد ۷۵۰ کیلوگرم بدست می‌آید. بعد از عواملی مانند وزن و بُرد، سوخت موشک حائز اهمیت است. سوخت جامد در مقایسه با سوخت مایع برتری دارد چونکه زمان آماده‌سازی برای پرتاب را تا حد قابل ملاحظه‌ای کوتاه می‌کند. موشک بالیستیک، کلاهک متعارف تولید موشک بالیستیک با بُرد متوسط در کشورهایی که فاقد توان تولید کلاهک اتمی باشند سابقه ندارد و ایران تنها کشوری است که موشک بالیستیک ( به عبارت دیگر ابزار حمل کلاهک اتمی) را قبل از تولید کلاهک اتمی ساخته، آزمایش کرده و سپس آنرا با کلاهک متعارف (غیر اتمی) مجهز و به تولید انبوه رسانده است. این موضوع را نمی‌توان به سادگی چنین تعبیر کرد که چون ایران بخش متعارف موشک را تولید کرده است بنا براین خواهد توانست به تولید کلاهک اتمی مبادرت و سپس به سادگی کلاهک متعارف را با کلاهک اتمی جایگزین کند. موشک بالیستیکی که بتواند بار اتمی حمل کند به یک قطعه سوم اما حیاتی نیاز دارد و آن چاشنی انفجاری قابل عمل کردن با کلاهک اتمی است. یعنی ایران باید دو مشکل فنی را پشت سر بگذارد: ساختن چاشنی انفجاری که با کلاهک اتمی کار کند و تولید خود کلاهک اتمی. بسیار خوشبینانه خواهد بود اگر تصور کنیم چون موشک شهاب نوع تعدیل یافته موشک نودونگ کره شمالی است بنابراین چاشنی انفجاری آن نیز به سادگی از طریق همان کشور در دسترس ایران قرار خواهد گرفت. از دهه ۱۹۸۰ ایران شیوه‌های گوناگونی را برای تولید موشک بالیستیک آزمون کرد تا توانست به موشک شهاب ۳ برسد. بنیان این موشک‌ها خریداری شده است. ایران در مراحل مختلف موشک‌های گوناگونی را خرید و به موازات بکارگیری آنها در جنگ با صدام حسین و سال‌ها بعداز پایان جنگ به شهاب رسید. شهاب۱ نوع تعدیل یافته موشک اسکاد-بی ساخت اتحاد جماهیر شوروی سابق است. شهاب ۲ از روی مدل اسکاد- سی ساخته شد که در اصل توسط شوروی‌ساخته شده بود ولی هیچگاه جای خود را در زراد خانه شوروی پیدا نکرد. اطلاق شهاب ۳ به نوع تعدیل یافته موشک نودونگ ربطی به نسل قبلی آن شهاب ۱و ۲ ندارد. نودونگ (که رودونگ هم نامیده می‌شود) اگرچه از ساختار اسکاد-دی بهره برده ولی موشک مستقلی است که بدواً با تسهیلات مالی ایران در کره شمالی ساخته شد و سپس درصدی از موشک‌های تولیدی در کره شمالی به ایران صادر شدند. بعد از پروژه نودونگ/شهاب ۳ بود که ایران به سمت پروژه موشک‌های سجیل حرکت کرد و سوخت مایع را با جامد جایگزین کرد. علیرغم اقدامات جامعه بین‌المللی در تحریم و کنترل صادرات قطعات، تکنولوژی و اجزای قابل استفاده در تولید موشک‌های بالیستیک به طور اعم و موشک‌های شهاب و سجیل به طور اخص، ایران موفق شد در این زمینه پیشرفت قابل ملاحظه‌ای کرده و به تولید انبوه این قبیل موشک‌ها بپردازد. اهمیت موشک های بالستیک  هدف از تولیدموشک بالستیک با کلاهک اتمی در طول سال‌های جنگ سرد بازدارندگی در سطح استراتژیک بوده است. برای ایران، اما، این هدف تغییرماهوی کرده و علاوه بر قدرت تدافعی به علت فقدان نیروی هوایی موثر تبدیل به توان تهاجمی قبل ملاحظه‌ای شده است. البته به لحاظ فنی و از آنجایی که این موشک‌ها فاقد کلاهک اتمی هستند و بار انفجاری کلاهک آنان حداکثر یک هزار کیلو گرم و کمتر است توان تخریبی چندان زیادی ندارند و گذشته از آن امکان نشانه‌گیری دقیق با این موشک‌ها تقریبا غیرممکن است. در کلاهک‌های متعارف فاکتورهای گوناگونی موجب می‌شود نیل به اهداف مطلوب با مشکل مواجه یا تقریبا غیر ممکن شود: - امکان اینکه چاشنی انفجاری اصلاً عمل نکند وجود دارد - امکان دیگر نقص‌های فنی در سوخت موشک و اشتباهات محاسباتی در پرتاب آن است. - امکان اینکه یک موشک متعارف در طول مسیر توسط موشک‌های ضدموشک رهگیری و منهدم شود وجود دارد، در حالیکه به خاطر ریسک انفجار اتمی هیچ ارتشی به یک موشک دارای کلاهک اتمی حمله نمی‌کند. - موشک‌ها باید حمل و به اصطلاح بر روی پرتاب کننده‌ها کاشته و سپس پرتاب شوند. - انبوهی از موشک‌ها باید به سمت یک هدف عمده نظامی هدف‌گیری شود ولی هدف نظامی مورد نظر باید کوچک باشد تا موثر واقع شود. اگر توان موشکی صرف اهداف پراکنده شود نتیجه استراتژیک به دست نخواهد آمد اما طبیعتاً چنین حملاتی می تواند در مراکز پرجمعیت غیرنظامی ایجاد ترس کند. معضل استراتژیک، بررسی سناریوی فرضی یک منازعه وضع دشوار و به اصطلاح معضلی که در مورد موشک‌های بالیستیک بدون کلاهک اتمی وجود دارد در زیر خلاصه شده است:  در یک منازعه فرضی اگر انبوهی از موشک‌های متعارف (غیر اتمی) به سمت مراکز جمعیتی هدف‌گیری و پرتاب شوند- حتی در صورت پراکندگی در هدف‌گیری- می‌توانند خسارات جانی و مالی همراه با ترس و نگرانی وسیع ایجاد کنند. اگر انبوهی از موشک‌های متعارف به سمت مراکز صنعتی یا نظامی غیر متمرکز پرتاب شوند خسارات کاملاً اتفاقی و پراکنده بوده تناسبی با سرمایه‌گذاری (ارزش تسلیحات بکار رفته) نخواهد داشت و طبعاً چنین شرایطی دشمن را وادار به تسلیم شدن در مقابل خواسته‌های یک کشور نخواهد کرد. برعکس کشور مورد هدف می‌تواند واکنش شدیدتری ابروز داده و سطح منازعه را ارتقاء و یا به مرحله‌ای ورای منازعه متعارفی مثلاً تهدید اتمی بکشاند. در چنان شرایطی اگر کشور صاحب موشک‌های بالیستیک متعارف فاقد انتخاب اتمی باشد خود بخود بازنده منازعه خواهد بود. یا اگر چنان کشوری براثر اشتباه محاسبه در توان رزمی خود بخش عمده توان موشکی متعارف خود را در حملات اولیه از دست داده باشد و هدف پاسخ شدید قرار گیرد، خسارات منفی مضاعفی را تحمل خواهد کرد. اگر هر دو کشور دارای توان استراتژیک (هسته‌ای) باشند این محاسبات تغییر می‌کند و اصولاً تهدید به کاربرد و یا تهاجم با موشک دارای کلاهک اتمی وارد مقولاتی مانند بازدارندگی، موازنه قوا، و دخالت قدرت‌های بزرگ و شورای امنیت می‌شود.  

نوشته شده در تاریخ 19 مرداد 94    | توسط: پویا کام    | طبقه بندی: مطالب حاشیه‌ای،     | نظرات شما خوانده می‌شود()


رفتن به بالای صفحه

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic