فاجعه مقدس

1-      شاید مقدار تلفات و آسیب‌هایی که بخاطر خود ما به دنیایمان‌ زده شده است، از آسیب‌های طبیعی که چاره‌ای نداشته، بیشتر بوده است.

2-      امروزه کاملا مشخص شده است که می‌‌شد از ادامه جنگ بعد از خرمشهر جلوگیری کرد. و اصلا لازم نبود خودمان را با دیوانه‌ای مانند صدام درگیر نگه داریم و از او بخواهیم ما را نابود کند. اما کسانی لازم می‌دانستند جنگ ادامه پیدا کند.

3-      سال 1365 در جنگ را باید یک سال فاجعه‌آمیز به حساب آورد. وقتی دو عملیات کربلای 4 و از آن ناامید‌کننده‌تر کربلای 5 انجام شد؛ به امید و به اسم پیروزی بزرگ، اما در آن، بهترین جوانان این سرزمین قصابی شدند.

4-      سال گذشته را یادمان نرفته که برخی از مسوولین، موضع گرفتند دشمن می‌خواهد به اسم اپیدمی، مردم را از سر صندوق‌های رای پراکنده کند.

5-      وقتی قم که فقط یک شهر است و اصلا مقدس نیست، می‌توانست از بقیه کشور جدا شود و همه امکانات بهداشتی کشور هم صرف بهداشت یک شهر بشود، و این طور تلفات در سراسر کشور منتشر نشود.

6-      وقتی برای تعطیلات عید فطر جاده‌های شمال کشور شلوغ شد و دیگر هیچ کس نخواست با مسلسل، خیابان‌ها و جاده‌ها را خلوت کند؛ و اسمش هم بزرگداشت اعیاد مقدس اسلامی گذاشته شد. انگار اسلام با الواطی در شمال، بزرگ داشته می‌شود.

7-      وقتی حج تعطیل می‌شود. وقتی ماه رمضان و شب‌های قدر محدود می‌شود. اما گنده‌ها نمی‌گذارند محرم تعطیل شود. واضح است که خدا در این میان مطرح نیست؛ نقل‌وانتقالات مالی مطرح است.

8-      وقتی کنکور دقیقا در اول محرم شروع می‌شود، تا تلفات آینده را از نام مقدس محرم دور کنیم و به کنکور نسبت بدهیم.

9-      عقل کسانی که فکر می‌کنند قم مقدس است، همان قدر است که فکر می‌کنند بقای جنگ مقدس است، همان قدر است که فکر می‌کنند صندوق‌های رای نظام مقدس است، همان قدر است که فکر می‌کنند تعطیلات عید ِفطر مقدس است، همان قدر است که فکر می‌کنند محرم مقدس است.
اینها کسانی‌اند که به خدای واحد قهار ایمان ندارند.

نوشته شده در تاریخ 29 مرداد 99    | توسط: پویا کام    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()


کاتیوشا

در بحبوحه جنگ دوم جهانی، دختران مدرسه‌ای در مسکو، برای سربازان اعزامی به جبهه، ترانه‌ای می‌خوانند. و این موسیقی به زودی به سمبل مقاومت مردم روس در برابر دشمن تبدیل می‌شود.

متن ترانه‌ی کاتیوشا این است:
«شاخه‌های درختان سیب و گلابی شکوفه دادند
ماه به آهستگی از روی رودخانه می‌گذشت
کاتیوشا از کناره‌های رودخانه گذر می‌کرد
از کناره‌های بلند و پرشیب
راه می‌رفت و آواز می‌خواند
آواز عقاب خاکستری رنگ مرغزار را
برای عشق راستینش
برای آنکه نامه‌هایش را نگه داشته بود
تو ای آواز! آوازک دوشیزه
به آن سوی خورشید درخشان برو
و به سربازی که در مرزهای دوردست است برس
با درودهایی از جانب کاتیوشا

بگذار تا یک دختر ساده را به یاد آورد،
و آوازهایش را بشنود
بگذار تا از سرزمین مادری پاسداری کند
همان‌طور که کاتیوشا از عشقشان پاسداری می‌کند

موزیک این ترانه را در ادامه می‌توانید بشنوید.


نوشته شده در تاریخ 27 تیر 99    | توسط: پویا کام    | طبقه بندی: موسیقی،     | دیدگاه()


اشداء علی الکفار ، رحماء بینهم


1- همه می‌بینند که گفتگوهای ایران و آمریکا در حال شکست خوردن است. و این روند، نهایی خواهد شد. 

2- این سنت خلقت است. نمی‌شود بر خودمان سخت بگیریم، مردم را تحت فشار بگذاریم؛ و بعد انتظار داشته باشیم در مقابل بیگانه، مقتدر ظاهر شویم. به هر صورت الان بسیاری سخت‌گیری‌های بر مبنای «فتنه» همچنان اعمال می‌شود. نتیجه هم می‌شود همان که خدا، دست دشمن غدار را در تحت فشار گذاشتن ما باز می‌گذارد. و شکست پشت شکست نصیب ما می‌شود. نگاهی به عراق و سوریه و یمن خیلی راه‌گشاست. به زودی سوریه سقوط خواهد کرد. یمن کلا به دست سعودی خواهد افتاد. و نفوذ در عراق همه از دست خواهد رفت. با همه‌ی خرج‌های کلانی که برای آنها کرده‌ایم.

3- سخنان اخیری که فرمانده نیروی زمینی ارتش صورت داد؛ خیلی تکان‌دهنده بود. به نظرم چیزهایی گفت که نباید می‌گفت. اینکه ارتش حتی توان جنگیدن با داعش را هم که یک گروه شبه‌نظامی کوچک است، ندارد. و باید «اعتبار» در اختیار ارتش گذاشته شود؛ تا بتواند تانک بخرد!

4- همه کسانی‌که سخن از کنار گذاشتن مذاکرات می‌کنند؛ باید بفهمند چه می‌گویند. به هر حال یک دهان است و باز کردن آن هم خرجی ندارد! اما آنها باید هزینه‌ی حرف‌هایشان را بپردازند. اگر مذاکرات کنار گذاشته شد؛ آیا آنها راهی برای تامین ارزی کشور ارائه خواهند کرد؟ آیا بجز «بابک زنجانی» راه دیگری هم در چنته دارند؟! آیا برای حملات محدود نظامی که آمریکا به ایران خواهد کرد؛ خودشان را و کشور را آماده کرده‌اند؟‌ آنها که در برابر داعش هم نمی‌توانند بجنگند؛ در برابر ارتش فوق‌مدرن آمریکا خواهند توانست؟ آیا می‌توانند جواب بمباران مناطقی از ایران را بدهند؟ یا مثل «یمن» فقط قرار است کلیپ از تلویزیون پخش کنند و در مجلس داد بزنند؟‌ آیا آنها خودشان مرد جنگی هستند؟ منظورم رفتن به منطقه جنگی برای سخنرانی نیست. آیا می‌توانند طرح نظامی ارائه کنند؟تجهیزاتش را فراهم کنند؟ حمله را سامان بدهند؟ و پایش هم بایستند؟‌ یا فقط بخش داد زدن به آنها محول شده؟

5- اما به نظرم کشور ما به امثال رسا... و کوچک... هم نیاز دارد. بالاخره در برابر نمونه‌ی آمریکایی؛ ما هم باید چند نفر را داشته باشیم که چوب لای چرخ باشند. همین مخالفت‌های داد و بیدادی‌ هم به درد می‌خورد. تا در مذاکرات بتوان چانه زد. اما همه باید حواسشان باشد که این دادزن‌ها، مسوول نیستند. و از سوی مسوولین امر، باید فتیله‌شان تنظیم شود.

6- بحث بازرسی از مناطق نظامی کشور کمی حساس است. و چه بسا نقطه‌ی مهم مذاکرات باشد. اما به نظر شما، کشوری که تحت تحریم است، و برای مقابله با داعش هم باید برایش تانک بخرید و غیر از کلاشینکوف و آرپی‌چی7 سلاح دیگری هم در اختیارش بگذارید؛ مثلا در مناطق نظامی دارد چه کار مهمی می‌کند؟ غیر از این است که بسیاری از مناطق مثلا حساس، در حال خاک خوردن است و خبری درش نیست؟

7- حتی اگر داخل یک مرکز نظامی هیچ خبری هم نباشد، کمی بحث حیثیتی است. نباید اجازه داد یک مرکز مخروبه هم بوسیله بیگانه بازدید شود.

8- یادمان باشد خیلی هم به بیگانه رو نشان داده شود؛ او پررو خواهد شد. نمونه عراق را به یاد داشته باشید. صدام همه جا را در اختیار تیم بازرسی گذاشت. تا خطر از عراق رفع شود. حتی کاخ‌های صدام را هم توانستند بگردند. اما نهایتا با یک دروغ عمدی، گفتند موردی را کشف کردیم. و بعد هم به آن کشور حمله کردند. چند سال بعد هم گفتند «دروغ گفته بودیم». آمریکایی‌‌ها، سابقه بسیار بدی دارند. این که گفته شده حیله‌گر و دروغ‌گو هستند، یک واقعیت است. یا نمونه لیبی را به یاد بیاورید. کل برنامه هسته‌ای را تحویل آمریکا دادند. لیبی بعدش انتظار داشت که دست دوستی آمریکا به سویش دراز شود. اما آمریکا سریعا رو برگرداند. و چند سال بعد هم حمله نظامی به لیبی را تایید کرد. 

9- این هم منطقی به نظر می‌رسد که نمی‌توان یک «بازرسی» را انجام داد و مطمئن شد که کار خلافی در یک کشور انجام نمی‌شود؛ اما بگوییم مناطق نظامی را نباید بگردید. خوب، آن کشور همه کار خلافش را در نواحی نظامی انجام خواهد داد. 

10- باید راهی را پیدا کرد. که به نظر شدنی است.

5+1

11- فرض کنیم آژانس بین‌المللی بخواهد یک منطقه نظامی را بازرسی کند. و ظن فعالیت هسته‌ای در آن را مورد بررسی قرار دهد. اگر بگوییم نمی‌گذاریم؛ جدای از اینکه در توافق‌نامه‌ی امضا شده، چه گفته باشیم؛ همین «نمی‌گذاریم» یعنی کار خلافی داریم در آنجا انجام می‌دهیم. اگر هم بگوییم بفرمایید بروید بازرسی کنید، طبق موادی که در بالا اشاره کردیم، کار بسیار خطایی است. پس چه کنیم؟ 

12- راهی که به نظر می‌رسد این است: آژانس می‌تواند هر منطقه‌ای را که خواست؛ بازرسی کند. اما باید پیش از آن، دلایلی که «ظن» فعالیت خلاف را برای آن منطقه بوجود آورده، به ایران ارائه کند. یعنی باید بگوید طبق مثلا فلان گزارش جاسوسی اسرائیل و عکس‌ها و اطلاعاتی که اسرائیل از این منطقه جمع‌آوری کرده؛ در فلان نقطه‌ی این منطقه در حال فلان فعالیت غیرمجاز هستید. و اسناد و مدارک آن را هم به ایران ارائه کند. و این اسناد قابلیت سند بودن داشته باشد. یعنی واقعا عکسی باشد که از آن منطقه گرفته شده است. یا گزارشی باشد که نهاد امنیتی ایرانی را قانع کند اینها واقعا یک فعالیت جاسوسی بوده است. بعد از رویت این اسناد از طرف ایرانی، آژانس اجازه خواهد یافت بصورت محدود به منطقه دسترسی داشته باشد. این دسترسی می‌تواند در مدت معینی بعد از ارائه اسناد باشد؛ به نحوی که ظن تغییر در اوضاع منطقه، به وجود نیاید. و علاوه بر این، آژانس باید چند بار حق این کار را داشته باشد. یعنی اگر مثلا تا 3 بار درخواست بازدید از مناطق نظامی را کرد، و اسناد ارائه داد، و بازدید کرد، و معلوم شد همه چیز اشتباه بوده است؛ دیگر حق ارائه این درخواست از او سلب شود. 

13- این راه حل مناسبی به نظر می‌رسد که بتواند کشور را از بحران نجات دهد. بقیه مسائل اختلافی از جمله «اول شروع کار ایران و بعد شروع لغو تحریم‌ها» یا «لغو یکباره همه تحریم‌ها» اساسا اهمیتی ندارد. و معلوم نیست به چه دلیلی گفته شده. یا اصولا مانند «توافق باید یک مرحله‌ای باشد» مشخص است که اشتباه بوده و به ضرر ایران تمام شده است. و الان آمریکایی‌ها می‌توانند همه گزینه‌های توافق لوزان را کنار بگذارند. و اصلا هم دبه درآوردن نیست. به این دلیل که «ما که امضا نکرده‌ایم».  حال آنکه اگر بصورت توافق کلی امضا شده بود؛ مجبور بودند به آنها وفادار بمانند. 

14- یادمان باشد دولتی می‌تواند در برابر بیگانگان پیروز شود؛ که مردمش کنارش باشند. دولتی که از پشتوانه‌ی مردم برخوردار نباشد؛ به راحتی به بیگانه امتیاز خواهد داد... مجبور است که بدهد. 

15- دادزنها را جدی نگیرید! 
نشود فردا که خوب بررسی کردید؛ تازه بفهمید به فلان سرویس کناره دریای مدیترانه وابسته‌اند...

نوشته شده در تاریخ 16 خرداد 94    | توسط: پویا کام    | طبقه بندی: مطالب حاشیه‌ای،     | نظرات شما کارساز است()


امروز و ما

فرض کنیم شما خواننده گرامی این سطور، با انقلاب 57 ایران هیچ موافقتی ندارید. با نظام برآمده بر آن هم دشمن بوده‌اید. نه منطق ‌آن را قبول داشته‌اید. نه مسوولین آن را قابل احترام دانسته‌اید. 

اما زمانی در این کشور، جنگی رخ داده. و کسانی در این جنگ، جنگیده‌اند.
 
مسوولین آن نظام که آن جنگ را اداره می‌کردند؛ چه بسا اشتباهات بزرگی انجام داده‌اند. چه بسا آینده تاریخ این کشور، ده‌ها خیانت را بشمرد. 
چه بسا این جنگ می‌توانست خیلی زودتر تمام شود. 

اما خیلی بی‌انصافی است کسانی را که در این جنگ جنگیده‌اند، یکسان کنید با اداره‌کنندگان آن نظام. 
و همه را با یک چوب برانید.

آنها جنگیدند. شاید می‌گفتند برای امام... برای انقلاب... اما نهایتا برای این خاک جنگیدند. برای من و شما جنگیدند.
خوب هم جنگیدند.

این که اداره‌کنندگان آن جنگ، خوب نبودند؛ دلیلی نمی‌شود که آنها هم خوب نبودند.
هر کار که توانستند کردند.

و این روزها هنوز هستند زخم‌خوردگان آن جنگ که روی تخت بستری‌اند.

و امروز من و شما که قرار است خوب باشیم، باید پرستاران 24 ساعته آن جنگیده‌ها باشیم.
نباید باشیم؟


کلیپ را ببینید

نوشته شده در تاریخ 3 خرداد 94    | توسط: پویا کام    | طبقه بندی: مطالب حاشیه‌ای،     | دیدگاه شما درج می‌شود()


بشریت به کجا می‌رود؟


جنگ


آثار جنگ

نوشته شده در تاریخ 20 مرداد 93    | توسط: پویا کام    | طبقه بندی: مطالب حاشیه‌ای،     | نظر بگذارید()


رفتن به بالای صفحه

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic